آب را گل نکنیم

خرید بک لینک

lets-not-muddy-the-water

در فرودست انگار، کفتری میخورد آب

یا که در بیشه دور، سیرهیی پر میشوید.

یا در آبادی، کوزهیی پر میگردد.

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان، میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

زن زیبایی آمد لب رود،

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دو برابر شده است.

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالادست، چه صفایی دارند!

چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بیگمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آنجا، میکند روشن پهنای کلام.

بیگمان در ده بالادست، چینهها کوتاه است.

مردمش میدانند، که شقایق چه گلی است.

بیگمان آنجا آبی، آبی است.

غنچهیی میشکفد، اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را میفهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم.

بحران آب در جهان و عواقب ناشی از آن...

ما را در سایت بحران آب در جهان و عواقب ناشی از آن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:17

صفحه بندی